| 1 نظر ]
هرگز از مرگ نهراسيده ام
اگر چه دستانش از ابتذال شکننده تر بود
هراس من باري، از مردن در سرزميني است که
مزد گور کن از آزادي آدمي افزون باشد !
-----------------------------
آری حقیقت اینگونه است
تلخ و شکننده
چه می توانم بگویم خدایا ؟
احمدباطبی در بند است
و امیدوارم که هر چه سریعتر راهی یابد
مجتبی هم آزاد شد
براش آرزوی موفقیت و سر بلندی دارم
---------------------------
برای تو می نویسم 
دوست داشتن از بین رفتنی نیست
ولی بی حضور آنکه دوستش داری
مرگیست بی پایان
حسین جان عاشق بمان
از دوست داشتن هیچ وقت نهراسیده ام
می مانم برای همین
می جنگیم برای همین
ادامه نوشته ... »
| 1 نظر ]
زندگي را دوست دارم به شرط آن که:
(ز)آن زندان نباشد
(ن)آن ندامت نباشد
(د)آن در ماندگي نباشد
(گ) آن گورستان نباشد
(ي)آن ياس نباشد
ادامه نوشته ... »
| 0 نظر ]
تنها معناي زندگي ،
معنايي است كه انسان ،
با شكوفا ساختن نيروهاي نهفته
در درونش به زندگي مي دهد

THERE IS NO MEANING TO LIFE EXCEPT THE MEANING MAN GIVES TO HIS LIFE BY THE UN FOLDING OF HIS POW ERS.

مهم اين نيست كه در كجاي اين جهان ايستاده ايم
مهم اين است كه در چه راستايي گام بر مي داريم

THE GREAT THING IN THIS WORLD IS NOT SO MUCH WHERE WE ARE , BUT IN WHAT DIRECTION WE ARE MOVING .

ادامه نوشته ... »
| 1 نظر ]

گوشه ای می نشینم کنار علف
نگاه می کنم به سیب
می افتد در آب
و من خیس این سادگی می شوم
ادامه نوشته ... »
| 1 نظر ]
همیشه وقتی خوش حالی اروم بخند تا غم بیدار نشه
وقتی ناراحتی اروم گریه کن تا شادی نا امید نشه
 
گاهي براي بودن بايد رفت..
گاهي براي ماندن بايد شكست
ادامه نوشته ... »
| 0 نظر ]
بدترین و خوبترین روزهای زندگی من
روزهای هست که تنهای تنهام
چرا خوب ؟
چون تنها به تو ، فکر می کنم
چرا بد ؟
چون تنها ، به تو فکر می کنم
ادامه نوشته ... »
| 4 نظر ]

من یک وجود هستم
هر کسی آن را از پنجره و زاویه خود می بیند
یکی مرا فردی شاد و خندان می بیند
یکی مرا همیشه دل تنگ و گرفته می بیند
یکی مرا بزرگ و یکی کوچک می بیند
چگونه می توانم همه پنجره ها را یکی کنم
زاویه ها را یکی کنم
تا همه مرا همانطور که هستم ببینند
همانطوری که واقعیت دارد و حقیقت وجود من است
ادامه نوشته ... »
| 2 نظر ]
همیشه اینگونه بوده است
او که رفت
او که برای همیشه رفت
خطا و اشتباه
می گویند انسان جایز الخطا است
ولی من می گویم که نه هر خطایی
من خطا کردم خطایی که می دانستم خطاست
من نباید با هیچ بهونه ای این اشتباه رو می کردم
خطای که من کردم غیر قابل بخشش است
خطای من دل او را شکست
خطای من او که دل را شکست خواهد شکست
از من نباید چنین خطایی سر می زد
هم اکنون با هیچ حرفی نمی توانم خود را تبره کنم

زندگی
زندگی یه آرزوی مبهمه
زندگی قصه ای یاس و امیده
زندگی قصه ای شادی و غمه
زندگی قصه ای شب سیاهه
زندگی قصه ای تنهاییه
زندگی قصه ای مسافری تنهاست
سه لقمه نان
چند روز بود نتوانسته بودم هیچ بخورم
ولی لقمه های که از دست تو گرفتم
برام هزاران وعده غذایی بود
خدایا من ، من آن نیستم
جاده و مسافر
می گن جاده مال مسافر هست و مسافر هم مال جاده
جاده این مسافر رو بگیر
من می خوام این مسافر برای همیشه مال تو باشه
همیشه به فکر برشکت بودم از روی تو
ولی الان تنها چیزی که برام مهمه
نبودن
نیستیه
نابودیه
بگیر این مسافر را
بگیر این دل تنگ را از من
بگیر این دل گرفته را از من
بگیر که وجود این مسافر از آن توست
ادامه نوشته ... »
| 1 نظر ]
از باده ي نيست سر خوشم ، سرخوش و مست
بيزارم و دلشكسته ،‌ازهر چه كه هست من هست
به نيست دادم ، افسوس كه نيست
در حسرت هست پشت من پاك شكست
به یادت هستم نازنینم
ادامه نوشته ... »
| 2 نظر ]
هر چه بینا چشم ، رنج آشنایی بیشتر
هر چه سوزان عشق ، درد بیوفائی بیشتر
هر چه جان کاهیده تر ، نزدیکتر پایان عمر
هر چه دل رنجیده تر، سوز جدائی بیشتر
هر چه صاحبدل فزون ، برگشته اقبالی فزون
هر چه سر آزاده تر ، افتاده پائی بیشتر
هر چه دل رنجیده تر ، زندان هستی تنگتر
هر چه تن شایسته تر ، شوق رهایی بیشتر
هر چه دانش بیشتر ، و امانده تر در زندگی
هر چه کمتر فهم ، کبر و خودنمائی بیشتر
هر چه بازار دیانت گرم ، دلها سردتر
هر چه زاهد بیشتر ، دور از خدائی بیشتر
هر چه تن در رنج و زحمت ، ناامیدی عاقبت
هر چه بایاران وفا ، بی اعتنائی بیشتر
ادامه نوشته ... »