[چهارشنبه, شهریور ۰۶, ۱۳۹۸
|
0
نظر
]
خبر آزادی «محمدعلی نجفی» که به اتهام قتل عمد مجرم شناخته شده، نه شوکهکننده است و نه ناراحتکننده؛ اندکی درنگ میکنی و بعد از آن به این طنزِ مبتذل، لبخند تلخی میزنی و در افکار مختلف غرق میشوی، ناگهان شوکه میشوی، سکوت میکنی، بغض میکنی، خشمگین میشوی و این داستان تلخِ بیانتها تا مغزاستخوان تو را در غم فرو میبرد.
[ساکت به این فکر میکنم] معلم مسئولیتپذیر و شریف در زندان، قاتل آزاد
هنوز چند روز نشده است که #محمودبهشتی از معلممان شریف بخاطر آزادگی و انسانیتش به زندان بازگردانده شده است، محمد حبیبی، اسماعیل عبدی،عبدالرضا قنبری و ... جز همین معلمان هستند معلمانی که نگران سیستم آموزش و پرورش این کشور بودند و هستند. [با خودم مدام تکرار میکنم جرمشان سنگینتر و بزرگتر از قتل بوده؟]
[ساکت به این فکر میکنم] وکیل و مدافع عدالت در زندان، قاتل آزاد
همین چند ماه پیش بود که خبر آمد #امیرسالار_داودی دوست و وکیل عزیزمان که در نقد بیعدالتی مینوشت، از زندانیان و حقوق انسانها میگفت و دفاع میکرد به پانزده سال زندان محکوم شده است.مدام با خودم کلنجار میروم مگر وکالت، دفاع از حق و عدالت بدتر از قتل است؟ نسرین ستوده، نرگس محمدی، محمد نجفی و ... وکلای در بند هستند. [با خودم مدام تکرار میکنم جرمشان سنگینتر و بزرگتر از قتل نبوده؟]
[ساکت به این فکر میکنم] کارگر، فعال کارگری و مدنی در زندان، قاتل آزاد
#اسماعیل_بخشی کارگر هفتتپه یک جمله گفت که تمام آنچه باید بگوییم در آن نهفته است «لعنت به این زندگی»؛ وقتی برای احیای حقوق کارگر و مردم فریاد سردهی و بگویی: «گرانی، تورم، بلای جان مردم» بازداشت شوی و زندان ببینی و ... فقط باید حرف اسماعیل را تکرار کنی «لعنت به این زندگی» باقی سخنها بعد از این و بعد از زندان #سپیده_قلیان، #ندا_ناجی ،#عاطفه_رنگریز و بازداشتیهای روز کارگر سخنی بیهوده و گزاف است.
[ساکت به این فکر میکنم] خبرنگار، روزنامهنگار و طنزپرداز در زندان، قاتل آزاد
میگویم شاید سکوت میکردند بهتر بود، مگر نمیدانستند آگاه کردن مردم و اطلاعرسانی آزاد جرمی به مراتب سنگینتر از قتل است؟ مگر نمیدانستند که زبان سرخ، سرسبز را به باد میدهد؟ مثلا #کیومرث_مرزبان با کدام زبان طنز میتوانست طنزپردازی را جرمی سنگینتر از قتل نشان دهد؟ بیست و سه سال زندان برای یک طنزپرداز به خودی خود تلخترین طنزی است که میتوان نوشت و خواند و خندید و با آن گریه کرد. مرضیه امیری روزنامهنگار کارگری ده سال زندان، مسعود کاظمی دو سال و ... آری زبان سرخ، سرسبز را به باد میدهد.
[ساکت به این فکر میکنم] فعال محیط زیست و کودک در زندان، قاتل آزاد
به اینجا که میرسم نمیدانم باید چه بگوییم؟ آنها که جان میبخشند و به فکر زیست و محیط زیست انسانها هستند در زندانند، بیپناه و در برزخ بلاتکلیفی! او که جان میگیرد آزاد است و میخندد، احترام میبیند، در دادگاه خوش و بش میکند، در آگاهی چای میخورد و پس از اندکی سوءتفاهمها برطرف شده و آزاد میشود. نیلوفر بیانی، سام رجبی و ...
[ساکت به این فکر میکنم] معترض در زندان، قاتل آزاد
اگر بنا بر دین باشد، مگر فساد و گناهی بالاتر از قتل است؟ مگر جرمی بزرگتر از سلب حق حیات است؟ فهمش سخت است چگونه زنان فعال بخاطر اعتراض به حجاب اجباری و پخش گل به مردم به زندانهای طول محکوم میشوند؟ صبا کردافشاری دختر جوانی است که باید بخاطر آنچه میخواهد (حق انتخاب و آزادی) پانزده سال در زندان باشد؟ مژگان کشاور، یاسمن آریانی و منیره عربشاهی مگر چه میخواهند؟
[ساکت به این فکر میکنم] مادر معترض، زن آزاده، نویسنده، هنرمند، عقیدهای متفاوت و مخالف، فعال سیاسی، فعال صنفی و ... در زندان و قاتل آزاد، واحد خلوصی، آرش صادقی، رضا انتصاری، کسری نوری، سعید شیرزاد، مصطفی عبدی، هنگامه شهیدی، میثم فرهادی، آتنا دائمی، محمد شریفی مقدم، شکوفه یداللهی، سهیل عربی و ... در زندان و قاتل آزاد.
مدام فکر میکنم چگونه میشود که بیگناهان و آنان که به فکر مردم هستند، به فکر خارج شدن از این لجنزار متعفن هستند باید در زندان باشند و کسی که جان انسانی را گرفته است باید آزاد باشد؟ اینکه یک قاتل بدون مجازات آزاد شود خودش نوعی نقض حقوق بشر است، هماهنطور که محاکمه عادلانه حق هر انسانی است، هر انسانی باید عهدهدار تبعات اعمال و رفتارش باشد و مسئولیت آنها را بپذیرد. و وقتی مجازات یک مجرم متناسب نباشد و به نوعی مجازات رانتی در آن حاکم باشد دیگر میتوان گفت عدالت و حق انسان رنگ باخته است. و خود این موضوع باعث افزایش جرم و جنایت و فساد میشود.
پینوشت: باید با هرگونه اعدامی مخالفت کرد. قصاص قانونی نیست که بتواند عدالت را تامین کرده و جرم و جنایت را کاهش دهد، قصاص مجازات نیست انتقام است. در مورد آقای نجفی هم همین دیدگاه را دارم. ایشان باید بعنوان کسی که در قتل عمد مجرم شناخته شده محاکمه، مجازات و زندانی میشد.
#حسین_رونقی
[چهارشنبه, بهمن ۲۵, ۱۳۹۶
|
1 نظر
]
میدانید وقتی گفته میشوید #ضیانبوی پس از ۸ سال زندان آزاد شد یعنی چه؟
میدانید وقتی میگویند پس از ۸ سال او از اتهام محاربه تبرئه شد یعنی چه؟
میدانید تکتک روزهای که برای او در زندان گذشت چگونه گذشت؟ و جوانی را که از او گرفتند دیگر قابل بازگشت نیست؟
به روزهای فکر کنیم که خانواده و پدر و مادرش در این ۸ سال گذرانده اند و رنجی که متحمل شده اند!
فکر کنید! از خبر آزادی او خندان میشوید و به این همه سوال و به این همه مظلومیت و ظلم که فکر کنید گریان!
هیچ جملهای اینقدر سنگین و ناراحت کننده نیست که پس از ۸ سال بگویند بیگناهی و تبرئه شدی!
آن لحظه از این همه ظلم میتواند کارت به جنون بکشد. می توانی تا ابد فریاد بزنی و بپرسی چرا؟
نمیدانیم بخندیم یا گریان باشیم
خوش آمدی #ضیانبوی
[چهارشنبه, بهمن ۱۱, ۱۳۹۶
|
0
نظر
]
برخی رفتارهای دوستانی که زندان رفتند یا زندانی بودند قابل تامل است! شخصا عقیده دارم زندانی سیاسی-عقیدتی بودن یا تجربه زندان داشتن برای هیچ شخصی معصومیت، مصونیت یا دانایی به همراه نمیآورد! حبس کشیدن یا زندانی شدن نباید رانتی برای کسی ایجاد کند!
نباید فکر کنیم میتوانیم بخاطر زندانی شدن یا هزینه دادن، منت بر سر مردم بگذاریم! قرار نیست حبس کشیدن یا تجربه زندان و بازداشت برای کسی هویت شود! تنها میتواند تجربهای شود برای بهبود افکار و عقایدی که داریم که آن عقاید و افکار هویت ماست. تجربهای برای پیشبرد اهدافی که داریم
قرار نیست کسی بخاطر اینکه ما زندان و حبس دیدهایم چشمبسته یا بیچون و چرا حرفها و نوشتههای ما را بپذیرد. هر نقدی را بخاطر هزینه دادنمان با تحقیر و توهین و از نگاه بالا به پایین نباید بکوبیم! واقعا نیازی نیست ما در این شهر آشوب معضل جدیدی برای جامعه، مردم و کشور شویم.
نباید فکر کنیم میتوانیم بخاطر زندانی شدن یا هزینه دادن، منت بر سر مردم بگذاریم! قرار نیست حبس کشیدن یا تجربه زندان و بازداشت برای کسی هویت شود! تنها میتواند تجربهای شود برای بهبود افکار و عقایدی که داریم که آن عقاید و افکار هویت ماست. تجربهای برای پیشبرد اهدافی که داریم
قرار نیست کسی بخاطر اینکه ما زندان و حبس دیدهایم چشمبسته یا بیچون و چرا حرفها و نوشتههای ما را بپذیرد. هر نقدی را بخاطر هزینه دادنمان با تحقیر و توهین و از نگاه بالا به پایین نباید بکوبیم! واقعا نیازی نیست ما در این شهر آشوب معضل جدیدی برای جامعه، مردم و کشور شویم.
[شنبه, شهریور ۲۵, ۱۳۹۶
|
1 نظر
]
بسمه تعالی
سخنی با متولیان محترم دستگاه قضا مدتی است که موضوع جناب آقای علیرضا #رجایی چالش ها و پرسش هایی را برانگیخته است به گونه ای که سخنگوی دستگاه قضا ناگزیر از ارائه توضیح و دفع انتقادات می شوند. از طرفی برخی شواهد موهم این است که بیماری ایشان در زمان زندان حادث گردیده و چه بسا اگر زودتر مسئولین محترم اجازه درمان زندانی را میدادند چنین اتفاق تلخ و فاجعه اسفناکی رقم نمیخورد.
متقابلا مسئولین محترم قوه قضائیه اظهار می دارند که قصوری متوجه عملکرد آنان نمیباشد. بنده در این مقال قصد پرداختن به این موضوع را نداشته و درباره جزییات آن و حقیقت ماجرا نمی توانم اظهار نظری بنمایم اما لازم می دانم به سبب مشابهت موضوع با پرونده یکی از موکلان خود و بخاطر دغدغه ای که در حفظ مصالح نظام و دستگاه قضایی دارم در خصوص موضوعی سخن بگویم که جنبه پیشگیرانه داشته باشد و هنوز برای مسئولین محترم قضائی فرصت جبران مافات وجود دارد و آن موضوع سید حسین رونقی ملکی است که در سال 1388 توسط دادگاه انقلاب به حبس تعزیری محکوم و در مدت تحمل زندان بدلیل بیماری عفونت کلیه در اجرای ماده 502 قانون آئین دادرسی کیفری به کمیسیون پزشکی معرفی و این کمیسیون نظر بر عدم تحمل کیفر از سوی نامبرده میدهد .
مطابق صراحت ماده 502 در این شرایط قاضی محترم اجرای احکام کیفری میبایست پرونده را برای تبدیل به مجازات مناسب دیگر با در نظر گرفتن نوع بیماری و مجازات به مرجع صادرکننده رأی قطعی ارسال کنند و از طرفی ایشان در سال 1395 و در آستانه 12 فروردین دراجرای اصل 110 قانون اساسی مشمول بند 8 از بند الف فرمان عفو مقام رهبری قرار میگیرند که در آن صراحتاً قید گردیده باقیمانده محکومیت حبس محکومان بیمار صعبالعلاج یا مبتلایان بیماری غیرقابل علاج یا بیمارانی که اجرای مجازات موجب تشدید بیماریشان گردد و مراتب بیماری آنان تا تاریخ 31/06/95 مورد تأئید کمیسیون #پزشکی قانونی قرار گرفته باشد و مطابق نظر کمیسیون مذکور قادر به تحمل حبس نمیباشند مشمول عفو گردیدهاند که در مانحن فیه آقای رونقی مصداق متعین موضوع میباشد علیایحال و با وجود اینکه طبق ماده 489 سازمان زندان ها باید تعیین تکلیف کنند مشخص نیست متولیان امر به چه دلیل و با چه برهان و منطقی از اجرای قانون در خصوص نامبرده شانه خالی می نماید و اساساً با چه منطق اسلامی و انسانی میتوان در خصوص جوانی که یک کلیه را به طور کامل در دوران #حبس از دست داده و کلیه دیگر نیز کمتر از هفتاد درصد کارکرد دارد چنین بیتفاوت بود !! هرچند حسین رونقی فعلاً با مرخصی در زندان بسر نمیبرد ولی چنین بلاتکلیف و در تعلیق قرار دادن جوانی با چنین وضعیت جسمی چندان تفاوتی با در حبس بودن برای نامبرده ندارد.
مع الاسف اقدامات متولیان محترم امر سبب شکایت به دادسرای انتظامی و کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی از عملکرد آنان گردیده لکن شایسته است مسئولین محترم دستگاه قضا با ورود به موضوع نسبت به حل آن اقدام نمایند تا خدای ناکرده فردا بخاطر آسیب هایی که متوجه یکی از شهروندان این کشور می شود در برابر پرسش ها و انتقاداتی قرار نگیرند که کاملا قابل پیشگیری است.
✍️علي مجتهد زاده
وکیل دادگستری
سخنی با متولیان محترم دستگاه قضا مدتی است که موضوع جناب آقای علیرضا #رجایی چالش ها و پرسش هایی را برانگیخته است به گونه ای که سخنگوی دستگاه قضا ناگزیر از ارائه توضیح و دفع انتقادات می شوند. از طرفی برخی شواهد موهم این است که بیماری ایشان در زمان زندان حادث گردیده و چه بسا اگر زودتر مسئولین محترم اجازه درمان زندانی را میدادند چنین اتفاق تلخ و فاجعه اسفناکی رقم نمیخورد.
متقابلا مسئولین محترم قوه قضائیه اظهار می دارند که قصوری متوجه عملکرد آنان نمیباشد. بنده در این مقال قصد پرداختن به این موضوع را نداشته و درباره جزییات آن و حقیقت ماجرا نمی توانم اظهار نظری بنمایم اما لازم می دانم به سبب مشابهت موضوع با پرونده یکی از موکلان خود و بخاطر دغدغه ای که در حفظ مصالح نظام و دستگاه قضایی دارم در خصوص موضوعی سخن بگویم که جنبه پیشگیرانه داشته باشد و هنوز برای مسئولین محترم قضائی فرصت جبران مافات وجود دارد و آن موضوع سید حسین رونقی ملکی است که در سال 1388 توسط دادگاه انقلاب به حبس تعزیری محکوم و در مدت تحمل زندان بدلیل بیماری عفونت کلیه در اجرای ماده 502 قانون آئین دادرسی کیفری به کمیسیون پزشکی معرفی و این کمیسیون نظر بر عدم تحمل کیفر از سوی نامبرده میدهد .
مطابق صراحت ماده 502 در این شرایط قاضی محترم اجرای احکام کیفری میبایست پرونده را برای تبدیل به مجازات مناسب دیگر با در نظر گرفتن نوع بیماری و مجازات به مرجع صادرکننده رأی قطعی ارسال کنند و از طرفی ایشان در سال 1395 و در آستانه 12 فروردین دراجرای اصل 110 قانون اساسی مشمول بند 8 از بند الف فرمان عفو مقام رهبری قرار میگیرند که در آن صراحتاً قید گردیده باقیمانده محکومیت حبس محکومان بیمار صعبالعلاج یا مبتلایان بیماری غیرقابل علاج یا بیمارانی که اجرای مجازات موجب تشدید بیماریشان گردد و مراتب بیماری آنان تا تاریخ 31/06/95 مورد تأئید کمیسیون #پزشکی قانونی قرار گرفته باشد و مطابق نظر کمیسیون مذکور قادر به تحمل حبس نمیباشند مشمول عفو گردیدهاند که در مانحن فیه آقای رونقی مصداق متعین موضوع میباشد علیایحال و با وجود اینکه طبق ماده 489 سازمان زندان ها باید تعیین تکلیف کنند مشخص نیست متولیان امر به چه دلیل و با چه برهان و منطقی از اجرای قانون در خصوص نامبرده شانه خالی می نماید و اساساً با چه منطق اسلامی و انسانی میتوان در خصوص جوانی که یک کلیه را به طور کامل در دوران #حبس از دست داده و کلیه دیگر نیز کمتر از هفتاد درصد کارکرد دارد چنین بیتفاوت بود !! هرچند حسین رونقی فعلاً با مرخصی در زندان بسر نمیبرد ولی چنین بلاتکلیف و در تعلیق قرار دادن جوانی با چنین وضعیت جسمی چندان تفاوتی با در حبس بودن برای نامبرده ندارد.
مع الاسف اقدامات متولیان محترم امر سبب شکایت به دادسرای انتظامی و کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی از عملکرد آنان گردیده لکن شایسته است مسئولین محترم دستگاه قضا با ورود به موضوع نسبت به حل آن اقدام نمایند تا خدای ناکرده فردا بخاطر آسیب هایی که متوجه یکی از شهروندان این کشور می شود در برابر پرسش ها و انتقاداتی قرار نگیرند که کاملا قابل پیشگیری است.
✍️علي مجتهد زاده
وکیل دادگستری
[پنجشنبه, شهریور ۱۶, ۱۳۹۶
|
0
نظر
]
![]() | |
| علیرضا رجایی |
این چهره علیرضا رجایی
بعد از جراحی است! چشمانمان را نبندیم! صورت علیرضا رجایی از این به بعد
همین است و باید واقعیت را ببینیم! واقعیت چیست؟ واقعیت بیتفاوتی ماست!
واقعیت مرگ وجدانهای اخلاق مدار و انسان های شریف است. واقعیت به تلخی
همین عکس است.واقعیت در همین تصویر است که باید با دیدنش قلبمان بدرد
بیایید و تنمان بلرزد اگر قلبی داشته باشیم! واقعیت به تلخی همین تصویر است
وقتی سکوت میکنم یعنی حالم خوب نیست! درون باتلاق ابتذالی که برایمان ساخته اند گیر افتاده ایم ابتذال در همه جای زندگیمان رخنه کرده است!
همسر علیرضا رجایی می گوید: عكس عليرضا رجايى رو ببينيدو پخش كنيد عكس پيش وپس از زندان اش را باقبل وبعداز عمل اش رومقايسه كنيد آري اينجا ايران است و جمهوري اسلامي ايران
پی نوشت: برای اینکه بدانید علیرضا رجایی کیست و چه اتفاقی برای او افتاده است نامش رو جستجو کنید!
پی نوشت دو: هر کامنتی که با ادبیات ناشایست و محتوای نادرست در خصوص آقای علیرضا رجایی و یا فحاشی باشد پاک می شود
وقتی سکوت میکنم یعنی حالم خوب نیست! درون باتلاق ابتذالی که برایمان ساخته اند گیر افتاده ایم ابتذال در همه جای زندگیمان رخنه کرده است!
همسر علیرضا رجایی می گوید: عكس عليرضا رجايى رو ببينيدو پخش كنيد عكس پيش وپس از زندان اش را باقبل وبعداز عمل اش رومقايسه كنيد آري اينجا ايران است و جمهوري اسلامي ايران
پی نوشت: برای اینکه بدانید علیرضا رجایی کیست و چه اتفاقی برای او افتاده است نامش رو جستجو کنید!
پی نوشت دو: هر کامنتی که با ادبیات ناشایست و محتوای نادرست در خصوص آقای علیرضا رجایی و یا فحاشی باشد پاک می شود
[چهارشنبه, شهریور ۰۸, ۱۳۹۶
|
0
نظر
]
تصویر سمت چپ علیرضا
رجایی، قبل از زندان و تصویر سمت راست او بعد از زندان است! این تصویر مردی
است که در زندان خم به ابروی خود نیاورد! تصویری که به ما می گوید شرمنده
باشیم! اما مگر برای ما مهم است؟
تو زندان بارها می گفت صورت و فکش درد می کنه، می بردندش بهداری اوین و می گفتند دندونشه و با مسکن راهی بند می کردنش!
یک پزشک گفته بود برای تشخیص باید بره بیرون از زندان! نذاشتند! مجوز ندادند و آخرش شد سرطان و چشمی که از دست رفت.
ما هم مقصریم! چقدر جون و زندگی امثال علیرضا رجایی برامون مهم بوده؟ واقعا چقدر نسبت به انسان های رنج کشیده بی تفاوت شدیم؟ با ابتذال داریم زندگی رو پیش می بریم نمیشه گفت زندگی میکنیم فقط زندگی رو پیش می بریم.
علیرضا رجایی هیچ وقت تو زندان و حتی بیرون از زندان نسبت به دردها و رنج های آدمهای اطرافش با هر عقیده ای بی تفاوت نبود باهاشون درد کشید و سنگ صبورشون شد و گاهی باهاشون اشک ریخت. ما در دردی که علیرضا رجایی و خانواده اش متحمل شدن شریکیم. همسر بزرگوار و پسران عزیزش چرا تو این موقعیت نباید بتونن کنار عزیزشون باشند؟
تو زندان بارها می گفت صورت و فکش درد می کنه، می بردندش بهداری اوین و می گفتند دندونشه و با مسکن راهی بند می کردنش!
یک پزشک گفته بود برای تشخیص باید بره بیرون از زندان! نذاشتند! مجوز ندادند و آخرش شد سرطان و چشمی که از دست رفت.
ما هم مقصریم! چقدر جون و زندگی امثال علیرضا رجایی برامون مهم بوده؟ واقعا چقدر نسبت به انسان های رنج کشیده بی تفاوت شدیم؟ با ابتذال داریم زندگی رو پیش می بریم نمیشه گفت زندگی میکنیم فقط زندگی رو پیش می بریم.
علیرضا رجایی هیچ وقت تو زندان و حتی بیرون از زندان نسبت به دردها و رنج های آدمهای اطرافش با هر عقیده ای بی تفاوت نبود باهاشون درد کشید و سنگ صبورشون شد و گاهی باهاشون اشک ریخت. ما در دردی که علیرضا رجایی و خانواده اش متحمل شدن شریکیم. همسر بزرگوار و پسران عزیزش چرا تو این موقعیت نباید بتونن کنار عزیزشون باشند؟
[یکشنبه, تیر ۲۵, ۱۳۹۶
|
0
نظر
]
#مریم_میرزاخانی جایی بود که باید می بود، به جایی رسید که می خواست انگار هیچ محدودیت و مانعی برایش مهم نبود! بدون حاشیه و بدور از ترس از قضاوت شدن، به سراغ رویاها و خواسته هایش رفت و انتخاب کرد تا به آنها برسد و رسید!
نمونه بارز زنی بود که نشان داد زنان می توانند به همه آن چیزی که یک انسان می تواند به آن برسد برسند. افکار پیش افتاده را کنار زد و زن ایرانی موفق را به تصویر کشید. باید ناراحت و نگران خودمان باشیم که انسانی چون او، با اراده ی محکم و دانشی فراوان را در کنارمان نداریم. باید به حال خودمان بگرییم که بخاطر قوانین نادرست حاکم آناهیتا دختر زنده یاد مریم میرزاخانی تابعیت ایرانی ندارد. جفای که ما به او کردیم قابل جبران نیست تا زمانی که زنده بود تابعیت ایرانی به فرزندش داده نشد.
از اینکه دیگر در کنارمان نیست و نمی تواند برای بهتر شدن دنیا تلاش کند ناراحت و اندوهگینم! اما خوشحالم حداقل آنگونه که می خواست زیست و به آن چیزی که علاقه داشت رسید! ذهنیت و باورها را تغییر داد و نشان داد زنان می تواند پیشتاز و پیشرو باشند. از سویی دلگیر می شوم از اینکه دختر کوچک او آناهیتا برای از دست دادن مادر کم سن و سال بود. آرزو میکنم راهش پر روهر و یاد و خاطرش گرامی و زنده باشد.
[جمعه, تیر ۲۳, ۱۳۹۶
|
0
نظر
]
چند هفته پیش بود از یکی از کوچه های عباس آباد رد می شدم، پسر بچه ای که می دوید با شدت به من برخورد کرد، ترسیده و نگران بود.
خندیدم گفتم "داری از مدرسه فرار می کنی؟" دست منو گرفت گفت نه عمو، اون آقاهه افتاده دنبالم به من می گه باید با من بیای!
دیدم یه مرد جوانی از پشت سرش داره میاد تا منو دید مسیرش رو تغییر داد!
پسر بچه بهم گفت: " موبایلتو میدی من زنگ بزنم مامانم!" گفتم آره، گوشی رو دادم شماره رو گرفت ولی کسی جواب نداد. بیشتر ترسیده بود گفتم نگران نباش تا خونتون می برمت! چرا تنهای داری میری خونتون؟ گفت: سرویسم امروز سر خیابون منو پیاده کرد! تا دم در خونشون دست منو محکم گرفته بود رسیدیم و آیفون رو زدیم در رو باز کردن رفت تو خونه!
نیم ساعت بعد گوشیم زنگ خورد، مادر پسر بچه بود. کلی تشکر کرد. بهش توضیح دادم و گفتم به سرویس مدرسه اش بسپرید! منم وظیفه ام بود کاری که می تونستم رو کردم.
[چهارشنبه, فروردین ۰۹, ۱۳۹۶
|
2
نظر
]
تجاریسازی انبوه و گودبرادری عمیق در پیرامون #گنبد_کبود و #برج_مدور #مراغه در حال تخریب این آثار ملی با قدمت 800 سال است.
مسئولان از وضعیت #گنبد_کبود و #برج_مدور #مراغه خبر دارند؟ سازمان میراث فرهنگی چرا اینگونه بی تفاوت است؟ نهادهای دولتی و اشخاص خاص با ساخت و ساز در حریم این آثار تاریخی این آثار را از بین می برند این افراد گویا با بی تفاوتی سازمان میراث فرهنگی که نوعی همراهی است کمر همت بسته اند تا میراث فرهنگی و تاریخی را از بین ببرند.
این آثار با ارزش تاریخی، ثبت ملی شده اند و اینگونه مورد بی مهری و طمع قرار گرفته اند! وای به حال آثاری که ثبت ملی نشده اند و ...
[پنجشنبه, فروردین ۰۳, ۱۳۹۶
|
1 نظر
]
#زهرا_امیرابراهیمی با بازی در فیلم #مهریه_و_دموکراسی دوباره به عرصه بازیگری و #سینما بازگشت. خوشحالم که دوباره برگشته و کاری که دوست داشته رو ادامه میده. خوشحالم که با همه سختی ها و موانعی که از طرف جامعه بهش تحمیل شده بود به کاری که بهش علاقه داشت فکر میکنه!
زهرا امیر ابراهیمی در سالهای که گذشت فشار زیادی رو تحمل کرد اما برگشت و دوباره در مسیر فکر و علاقه اش قرار گرفت این کار ستودنی و قابل تحسین است. او نشان داد در بدترین حالت که جامعه ای سنتی، نگاه درستی به آدمها بخصوص زنها ندارند (بخاطر اتفاقی که در آن نقش منفی نداشته، مقصر نبوده و قربانی بوده است) می توان به زندگی و راهی که به آن ایمان داری بازگشت، ادامه داد و موفق شد.
کارگردان فیلم سینمایی مهریه و دموکراسی #رضا_رحیمی و محصول کشور سوئد است.
#ایران
#رضارحیمی
#ZahraAmirEbrahimi
#RezaRahimi












