نه بخاطر غرورت کسی رو که دوست داری از دست بدی
[شنبه, اسفند ۲۷, ۱۳۸۴
|
0
نظر
]
سعی کن بخاطر کسی که دوستش داری غرورت رو از دست بدی
نه بخاطر غرورت کسی رو که دوست داری از دست بدی
نه بخاطر غرورت کسی رو که دوست داری از دست بدی
[پنجشنبه, اسفند ۲۵, ۱۳۸۴
|
0
نظر
]
بگو یا رب بگو یارب چه بد گفتم
چه بد کردم
که نزدت خویشتن را دیو و دد کردم
مرا یارب نمیخواهی گناه هستو
اگر نفرین به این دنیای بد کردم
به حرفم گوش کن یارب
به دردم گوش کن یارب
اگر بیهوده میگویم مرا
خاموش کن یارب
اگر بیهوده میگویم مرا
خاموش کن یارب
بگو یارب چه بد گفتم چه بد کردم
که نزدت خویشتن را دیو و دد کردم
به جز عشقی که دردش را
به من دادی به من یا رب
چه بخشیدی که رد کردم
فقط در عاشقی یارب
مدد گفتم شدم عاشق
تمنای مدد کردم
به حرفم گوش کن یارب
به دردم گوش کن یارب
اگر بیهوده میگویم مرا
خاموش کن یارب
شب مستی اگر یک توبه بشکستم
سحر تکرار توبه صد به صد کردم
به سیلابم کشاندی زیر و بم دیدم
تحمل در عذاب جزر و مد کردم
برایم آتش دوزخ فرستادی
برایت لاله ها را در سبد کردم
برایم آتش دوزخ فرستادی
برایت لاله ها را در سبد کردم
به حرفم گوش کن یارب
به دردم گوش کن یارب
اگر بیهوده میگویم مرا
خاموش کن یارب
گرفتی جامه فضل مرا از من
صبورانه کله را از نمد کردم
نشانم ده اگر یک مور آزردم
اگر یکدانه گندم را لگد کردم
مرا یارب نمیخواهی گناه هستو
اگر نفرین به این دنیای بد کردم
مرا یارب نمیخواهی گناه هستو
اگر نفرین به این دنیای بد کردم
به حرفم گوش کن یارب
به دردم گوش کن یارب
اگر بیهوده میگویم مرا
خاموش کن یارب
اگر بیهوده میگویم مرا
خاموش کن یارب
مرا خاموش کن یارب
مرا خاموش کن یارب
چه بد کردم
که نزدت خویشتن را دیو و دد کردم
مرا یارب نمیخواهی گناه هستو
اگر نفرین به این دنیای بد کردم
به حرفم گوش کن یارب
به دردم گوش کن یارب
اگر بیهوده میگویم مرا
خاموش کن یارب
اگر بیهوده میگویم مرا
خاموش کن یارب
بگو یارب چه بد گفتم چه بد کردم
که نزدت خویشتن را دیو و دد کردم
به جز عشقی که دردش را
به من دادی به من یا رب
چه بخشیدی که رد کردم
فقط در عاشقی یارب
مدد گفتم شدم عاشق
تمنای مدد کردم
به حرفم گوش کن یارب
به دردم گوش کن یارب
اگر بیهوده میگویم مرا
خاموش کن یارب
شب مستی اگر یک توبه بشکستم
سحر تکرار توبه صد به صد کردم
به سیلابم کشاندی زیر و بم دیدم
تحمل در عذاب جزر و مد کردم
برایم آتش دوزخ فرستادی
برایت لاله ها را در سبد کردم
برایم آتش دوزخ فرستادی
برایت لاله ها را در سبد کردم
به حرفم گوش کن یارب
به دردم گوش کن یارب
اگر بیهوده میگویم مرا
خاموش کن یارب
گرفتی جامه فضل مرا از من
صبورانه کله را از نمد کردم
نشانم ده اگر یک مور آزردم
اگر یکدانه گندم را لگد کردم
مرا یارب نمیخواهی گناه هستو
اگر نفرین به این دنیای بد کردم
مرا یارب نمیخواهی گناه هستو
اگر نفرین به این دنیای بد کردم
به حرفم گوش کن یارب
به دردم گوش کن یارب
اگر بیهوده میگویم مرا
خاموش کن یارب
اگر بیهوده میگویم مرا
خاموش کن یارب
مرا خاموش کن یارب
مرا خاموش کن یارب
[سهشنبه, اسفند ۲۳, ۱۳۸۴
|
1 نظر
]
خدايا
قول می دهم که هیچوقت غذایم را دور نریزم، هرچند که خوشمزه نباشد
قول می دهم که هیچوقت غذایم را دور نریزم، هرچند که من سير باشم

از خدا می خواهم که از اين پسربچه محافظت کند و او را از فقر و بدبختی نجات دهد
اميدورارم که ما نسبت به دنیای اطرافمان حساس باشیم و چشمانمان را به روی حقایق نبندیم
[دوشنبه, اسفند ۲۲, ۱۳۸۴
|
0
نظر
]
تـو شب تولدت ،قلبمـو هديهات ميكنـم
واسه آرامش تـو ،به دوريت عادت ميكنم
يه سبـد رازقي از دشـت جنـون باز ميارم
تـوي گلـدون دو دستت دونه دونه ميكارم
واسه تو لباسي ا زعشق و محبت ميدوزم
روي جادة دلـم ،جاي پاهاتـو مـيبـوسـم
يه سـرود ناب ناب براي اسمت ميسـازم
تمـوم دارو نـدارمـو بـه چشـمت ميبـازم
بـراي اومـدنـت جـادهرو جـارو مـيكنـم
روي بال باد تو دشتها عطر تو بـو ميكنم
براي عبورت از من با تنم يه پل ميسازم
من ميشم راز نهفته تـو ميشي كليـد رازم
واسه آرامش تـو ،به دوريت عادت ميكنم
يه سبـد رازقي از دشـت جنـون باز ميارم
تـوي گلـدون دو دستت دونه دونه ميكارم
واسه تو لباسي ا زعشق و محبت ميدوزم
روي جادة دلـم ،جاي پاهاتـو مـيبـوسـم
يه سـرود ناب ناب براي اسمت ميسـازم
تمـوم دارو نـدارمـو بـه چشـمت ميبـازم
بـراي اومـدنـت جـادهرو جـارو مـيكنـم
روي بال باد تو دشتها عطر تو بـو ميكنم
براي عبورت از من با تنم يه پل ميسازم
من ميشم راز نهفته تـو ميشي كليـد رازم
[دوشنبه, اسفند ۲۲, ۱۳۸۴
|
0
نظر
]
اگه روزي دلت خواست گريه كني
به من بگو قول نميدم بخندانمت ولي با تو گريه ميكنم
اگه روزي خواستي از اينجا بري نترس
به من بگو قول نميدم از رفتن باز دارم ولي با تو همسفر ميشوم
اگه روزي خواستي صداي كسي را بشنوي
به من بگو سكوت كنم اما اگه روزي صدايم كردي به سختي شنيدي زود به سراغم بيا شايد اين منم كه به تسلاي تو نياز دارم
به من بگو قول نميدم بخندانمت ولي با تو گريه ميكنم
اگه روزي خواستي از اينجا بري نترس
به من بگو قول نميدم از رفتن باز دارم ولي با تو همسفر ميشوم
اگه روزي خواستي صداي كسي را بشنوي
به من بگو سكوت كنم اما اگه روزي صدايم كردي به سختي شنيدي زود به سراغم بيا شايد اين منم كه به تسلاي تو نياز دارم
[جمعه, بهمن ۱۴, ۱۳۸۴
|
3
نظر
]
چند نکته :
1 - هيچكس لياقت اشكهاي تو را ندارد ....چرا كه اگر داشت باعث ريختن اشكهايت نميشد
2 - اگر كسي تو را آنگونه كه ميخواهي دوست ندارد به اين معني نيست كه تو را با تمام وجود دوست ندارد
3 - دوست واقعي كسيست كه دست هايت را بگيرد و قلبت را لمس كند
4 - بد ترين شكل دلتنگي براي كسي ، آن است كه دوستش داشته باشی و در كنارش باشي و بداني هرگز به او نخواهي رسيد
4 - بد ترين شكل دلتنگي براي كسي ، آن است كه دوستش داشته باشی و در كنارش باشي و بداني هرگز به او نخواهي رسيد
5 - هرگز لبخندت را ترك نكن حتي آنگاه كه ناراحتي ، زيرا ممكن است هر كس عاشق لبخند تو شود
6 - تو ممكن است در دنيا يك نفر باشي اما براي بعضي افراد تمام دنيا باشي
7 - به چيزي كه گذشت غم مخور ، و به چيزي كه از پس آن مي آيد لبخند بزن
8 - خود را به بهترين فرد تبديل كن و سعي كن خود را بشناسي قبل از آنكه شخص ديگي را بشناسي و انتظار داشته باشي تو را بشناسد
9 - زياده از حد خود را تحت فشار قرار مده زيرا بهترين چيز ها زماني اتفاق مي افتند كه انتظارش را نداري
[سهشنبه, دی ۲۷, ۱۳۸۴
|
2
نظر
]
زندگی ( موریس مترلینگ ) ترجمه ذبیح الله منصوری
زندگی ما لحظه ای است که بپایان میرسد و دنیای لایتنهاهی جز یک لحظه بی پایان چیز دیگر نیست .
ولی حقیقت این است که زندگی ما هرگز به پایان نمی رسد و همواره در دنیای بی پایان خواهیم بود منتهی نخواهیم دانست که این موجود باقی خود ما هستیم .
احتمال دارد که تمام تصورات ما درباره دنیای بعد از مرگ و تمام پیش بینی های ما برای آن دنیا بهیچ وجه با حقیقت تطبیق ننماید و پس از مرگ همه چیز بزندگی و سیر عادی خوب ادامه داده و جاویدان باشد ولی ما از آن مطلع نخواهیم شد .
بعد از مرگ ما دنیا در وجود ما زنده است و ما هم درون دنیا زنده هستیم ولی چون شخصیت یعنی فکر و شور دنیوی را از دست داده ایم چیزی نخواهیم فهمید
زندگی ما لحظه ای است که بپایان میرسد و دنیای لایتنهاهی جز یک لحظه بی پایان چیز دیگر نیست .
ولی حقیقت این است که زندگی ما هرگز به پایان نمی رسد و همواره در دنیای بی پایان خواهیم بود منتهی نخواهیم دانست که این موجود باقی خود ما هستیم .
احتمال دارد که تمام تصورات ما درباره دنیای بعد از مرگ و تمام پیش بینی های ما برای آن دنیا بهیچ وجه با حقیقت تطبیق ننماید و پس از مرگ همه چیز بزندگی و سیر عادی خوب ادامه داده و جاویدان باشد ولی ما از آن مطلع نخواهیم شد .
بعد از مرگ ما دنیا در وجود ما زنده است و ما هم درون دنیا زنده هستیم ولی چون شخصیت یعنی فکر و شور دنیوی را از دست داده ایم چیزی نخواهیم فهمید
[دوشنبه, دی ۱۹, ۱۳۸۴
|
0
نظر
]
آه می کشم
می گویند این آه از برای چیست ؟
نمی توانم بگویم که این آه از چه و برای چه بود
زندگی و واقعیت های که در آن هست
آه هر شخصی را از دلش بیرون می شکد و
سکوتی که اطراف او را فرا گرفته می شکند
گلایه من از چیست ؟
می گویند این آه از برای چیست ؟
نمی توانم بگویم که این آه از چه و برای چه بود
زندگی و واقعیت های که در آن هست
آه هر شخصی را از دلش بیرون می شکد و
سکوتی که اطراف او را فرا گرفته می شکند
گلایه من از چیست ؟
[دوشنبه, دی ۱۲, ۱۳۸۴
|
1 نظر
]
اول از همه چیز سال نوی میلادی رو به همه تبریک می گم به تمام دوستانی که هستن و نیستن
راستش دلم گرفته بود و می خواستم که با یکی حرف بزنم
ولی توی شهر غریب هستم و هیچ کسی در حال حاضر پیشم نیست
گاهی اوقات آدم دلش می خواد نباشه
ولی می بینه که هست
گاهی اوقات آدم دلش می خواد با کسی حرف بزنه
ولی می بینه هیچ کس نیست
خیلی ها منتظر هستن تا تغییری در من به وجود بیاد و من متحول بشم
ولی من همان طور که بودم هستم و خواهم بود
وجودم را اعتقاد اتی ساخته که شدیدا به انها اعتقاد دارم
ای کاش می توانستم تغییر کنم چون یک نفر هست که خیلی دوست دارد من تغییر کنم
ولی حیف که نمی توانم تغییر کنم
باید در کنار بودن بود و زندگی کرد
پس من همانطوری که بوده ام باقی خواه ماند
راستش دلم گرفته بود و می خواستم که با یکی حرف بزنم
ولی توی شهر غریب هستم و هیچ کسی در حال حاضر پیشم نیست
گاهی اوقات آدم دلش می خواد نباشه
ولی می بینه که هست
گاهی اوقات آدم دلش می خواد با کسی حرف بزنه
ولی می بینه هیچ کس نیست
خیلی ها منتظر هستن تا تغییری در من به وجود بیاد و من متحول بشم
ولی من همان طور که بودم هستم و خواهم بود
وجودم را اعتقاد اتی ساخته که شدیدا به انها اعتقاد دارم
ای کاش می توانستم تغییر کنم چون یک نفر هست که خیلی دوست دارد من تغییر کنم
ولی حیف که نمی توانم تغییر کنم
باید در کنار بودن بود و زندگی کرد
پس من همانطوری که بوده ام باقی خواه ماند
[سهشنبه, مهر ۱۲, ۱۳۸۴
|
0
نظر
]
آغاز دوست داشتن است
گر چه پايان راه نا پيداست
من به پايان دگر نينديشم
که همين
دوست داشتن زيباست
(فروغ فرخزاد)
فروغ به معنای زندگیست ، یک عشق پایدار و پر از حس بودن در زندگیست ، فروغ بی نهایت ها را برای تو با چند واژه به تصویر می کشد ، تو را با خود همراه می کند به اوج می برد ، بر زمین می زند و تو می فهمی زندگی یعنی فروغ !
دلم گرفته است
دلم گرفته است
به ایوان می روم و انگشتانم را
بر پوست کشیده ی شب می کشم
چراغ های رابطه تاریکند
چراغهای رابطه تاریکند
کسی مرا به آفتاب
معرفی نخواهد کرد
کسی مرا به میهمانی گنجشک ها نخواهد برد
پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردنی ست
دلم گرفته است
به ایوان می روم و انگشتانم را
بر پوست کشیده ی شب می کشم
چراغ های رابطه تاریکند
چراغهای رابطه تاریکند
کسی مرا به آفتاب
معرفی نخواهد کرد
کسی مرا به میهمانی گنجشک ها نخواهد برد
پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردنی ست
فروغالزمان فرخزاد (زادۀ ۸ دی، ۱۳۱۳ - درگذشته ۲۴ بهمن، ۱۳۴۵) شاعر معاصر ایرانی است. وی پنج دفتر شعر منتشر کرد که از نمونههای قابل توجه شعر معاصر فارسی هستند. فروغ فرخزاد در ۳۲ سالگی بر اثر تصادف اتومبیل درگذشت.
Forugh Farrokhzād (Persian: فروغ فرخزاد) (b. January 5, 1935, Tehran, Iran — February 13, 1967)
was an Iranian poet and film director. Forugh Farrokhzad is arguably
one of Iran's most influential female poets of the twentieth century.
She was a controversial modernist poet and an iconoclast.
پی نوشت : باز نشر این مطلب در تاریخ 24 بهمن 1391 به مناسبت سالگرد درگذشت فروغ فرخ زاد صورت پذیرفت



