| 0 نظر ]

جواد ظریف در مورد هواپیمایی اوکراین به آقایان (نقل از خودش) می‌گوید: «اگر موشک خورده بگید ما ببینیم چطوری میتونیم علاجش کنیم».

این «علاج» (پروپاگاندا) که آقای ظریف از آن می‌گوید همان پروپاگاندای سیستماتیکی است که در موردش گفته‌اییم و می‌گوییم. این «علاج» نام دیگر «پروپاگاندا»ست دروغ‌ها و اطلاعات نادرستی است که نگار مرتضویی،‌ نایاک و پیاده‌نظام عادی‌ساز شَر به خورد مخاطبان و چهانیان می‌دهند. عمده کار «پروژه علاج» را بخش کرواتی و بی‌حجاب وزارت امور خارجه جواد ظریف عهده‌دار است.

نگار مرتضویی یکی از اصلی‌ترین مهره‌های پروپاگاندا و نایاک و سیستم علاج جواد ظریف است، از اصلی‌ترین اعضا بخش بی‌حجاب وزارت امور خارجه جواد ظریف که کارش علاج است.

نگار مرتضویی کارش در پروژه علاج (پروپاگاندا) چیست؟ به زبان ساده بگویم برای مثال «مردم ایران با عصبانیت می‌گویند جواد ظریف دروغ‌گو است، نگار مرتضوی در رسانه‌های خارجی می‌گوید مردم ایران از اینکه جواد ظریف در مقابل دروغ ایستاده خوشحال هستند»، در مثالی دیگر: «مردم می‌گویند ما به دلیل ناکارآمدی حکومت مرغ و روغن نداریم، نگار مرتضویی در رسانه‌های خارجی می‌گوید مردم ایران ترامپ و تحریم را عامل کمبود مرغ و روغن می‌دانند». در مثالی دیگر: «شخصی در اعتراض به فساد و مال‌باختگی در مقابل وزارت کشور خودسوزی می‌کند، نگار مرتضویی کارش این است بگوید شخصی در اعتراض به بلوکه شدن پول ایران در خارج از کشور خودسوزی کرد»

نگار مرتضویی و دیگر دوستانش که از قشر کرواتی و بی‌حجاب و بی‌دغدغه خارج از ایران و گاها داخل ایران هستند، «کارشان این است که وقتی کسی پا رو گلوی شما گذاشته یا به شما تجاوز می‌کند، جلوی دهان شما را بگیرند و نگذارند شما فریاد بزنید، کمک بخواهید یا اعتراض کنید.» نگار مرتضویی اکنون در تیم رسانه‌ای نایاک با مینا جعفری مشغول کار (علاج یا همان پروپاگاندا) هستند.

دقیق باید بگوییم که ‏«علاج» نام دیگر «پروپاگاندا» است. و علاج‌گران عادی‌سازان شَر هستند که قربانی کردن حقیقت، مردم و ایران را علاج می‌دانند. کارگزاران «پروژه علاج»، نایاکی‌ها، تریتا پارسی، نگار مرتضویی، جمال عبدی و فرناز فصیحی و... هستند. بخش کرواتی و بی‌حجاب وزارت امورخارجه جواد ظریف.

به قول مجید توکلی: «‏نگار مرتضوی نمادِ ابتذالِ شر است. نمادِ توجیه‌گریِ نادرستی‌ها، عادی‌سازیِ شر، بی‌اعتبارکردنِ حقیقت، پنهان‌کاری برای تضعیف ستمدیده، هیاهو برای تقویت بیداد، مدارا با نادرست‌ها و نامدارایی با جان‌به‌لب‌رسیدگان.
او در سیاه‌ترین نقطه از روایت‌های درد و رنجِ ما در عصرِ تاریکی نشسته است»


ادامه نوشته ... »
| 0 نظر ]

‏علی مطهری در مورد ستار بهشتی می‌گوید: «او کارگری فقیر بود، به پلیس فتا گفتم باهاش مهربانی کنید، یه چایی جلوش بذارید دوتا کیسه برنج بهش بدید بره،‌این اصلاح میشه و از این حرفا نمی‌زنه» همچون اربابان سخن می‌گویند و منت بر سر رعیت‌ها می‌گذارند و تکه‌ای نان به آنها می‌دهند که شاکر ارباب باشند.

ستار بهشتی به درستی نوشته بود: «اصلاح‌طلبان بخاطر سیر کردن شکم خود، دست به هر کاری میزنند.» ‏ستار بهشتی پلیدی اصلاح‌طلبان را خوب شناخته‌بود که نوشته‌بود «آنها دست به هر خفتی میزنند، تا ظالم اجازه همراهی به او بدهد!»

ستار کارگر فقیری بود اما شریف بود، آزاده بود، آنچه که شما نیستید، با تمام بلای که سرش آوردید، شکنجه‌اش‌کردید حاضر نشد تن به خواسته‌های شما بدهد. اگر ستار بهشتی امروز زنده بود و قرارداد نگنین ۲۵ ساله با چین را می‌دید دوباره می‌نوشت: «بنده و امثال من وطن فروش نیستیم عاشق ملت خود هستیم شما هستید که بیگانه پرست و وطن فروش هستید.»

ستار در مطلبی در سال ۱۳۹۰ در مورد مصاحبه آقای شکوری‌راد نوشته بود: «این مصاحبه نبود التماس برای به دست گرفتن قدرت بود» ستار در همان مطلب در ادامه نقد تندی به خاتمی و اصلاح‌طلبان می‌کند و می‌نویسد: «شروط اقای خاتمی نه شرط برای رسیدن به ازادی ملت است بلکه نوعی چانه زنی برای رسیدن به قدرت است» و توصیف دقیقی از اصلاح‌طلبان می‌کند که حاضرند برای شریک شدن در قدرت حتی مردم، آزادی و ایران را فدا کنند.

این آخرین جمله‌های ستار است،‌ واژه به واژه آزادی و آزادگی را توصیف می‌کند و دریغ که شما درکی از این واژه‌ها نداشتید و ندارید: «اگر شعار شما این است که ما بازداشت می کنیم، شکنجه می دهیم. شما سکوت کنید! شما اطلاع رسانی نکنید! شعار ما هم این است. پابه میدان گذاشتیم در این مبارزه یا از قفس تن رهایی می یابیم یا قفس ظلم شما را درهم می‌شکنیم. زنده وپاینده ایرانی و ایران جانم فدای ایران»

آقای مطهری آنچه ستار بود شما نمی‌توانید باشید، به‌خاطر کوته‌اندیشی و تحجرتان حتی تصورش را ندارید، شاید آن دو کیسه برنج را بگیرید راضی شوید دست از سر مردم و ایران بردارید.
ادامه نوشته ... »
| 0 نظر ]

آنها با گلوله به ما شلیک نمی‌کنند، با کلمات، رسانه، دروغ و تبلیغات علیه ما، به ما شلیک می‌کنند. آنها در دنیای آزاد زندگی می‌کنند، بی‌حجاب، کراوتی، ثروتمند و... اما علیه و دشمن مردم ایران هستند. پروپاگاندا روش‌ها و راه‌های مختلفی دارد، برای درک ساده آن می‌توان گفت: «مردم در خیابان به حکومت اعتراض می‌کنند و ماموران حکومت به سمت مردم گلوله شلیک می‌کنند و عده‌ای از مردم را می‌کشند، اخبار صداوسیما می‌گوید مردم در اعتراض به دخالت‌های مثلا کشور گینه بیسائو و در حمایت از حکومت به خیابان آمدند و عده‌ای ضدانقلاب با تفنگ به مردم و ماموران شلیک کرده و آنها را کشتند.» این شکل از بازگویی یک واقعه به نفع حکومت که حقیقت آن چیز دیگری است را پروپاگاندا می‌گویند. این همان کاری است که امروز توسط کرواتی‌ها و بی‌حجاب‌های ساکن در دنیای غرب علیه ما مردم انجام می‌شود.

هزارتویِ دستگاه تبلیغات و پروپاگاندای حکومت و جواد ظریف را می‌توان به یک سیستم شبکه‌ایی پیچده و مخفی تشبیه کرد که در بسیاری از نشریات، رسانه‌ها و سازمان‌ها و... نفوذ کرده‌اند اما به واسطه اینترنت، شبکه‌های اجتماعی، اطلاع‌رسانی آزاد و گردش آزاد اطلاعات چهره پشت نقاب اکثریت آنها رو شده‌است. پایه‌گذار این سیستم جدید پروپاگاندا را که علیه مردم ایران هستند می‌توان محمد جواد ظریف دانست. جواد ظریفی که خود را «پرفسور حقوق بشر» می‌داند و اصلاح‌طلبان او  را ‌«امیر کبیر دوران» صدا می‌زنند. اما واقعیت جواد ظریف همان است که حامد اسماعیلیون گفت: «جواد ظریف! تو درباره ما چه فکر می‌کنی؟ ما با تو چه کنیم که کوچک نشویم، که اندازه تو نشویم؟»

اصلی‌ترین بخش پروپاگاندایی که جواد ظریف پی آن را ریخته «نایاک»‌است نایاک به‌تعبیری بخش «کرواتی» و «بی‌حجاب» وزارت امور خارجه جواد ظریف است، نایاک که مخفف شورای ملی ایرانیان آمریکاست، توسط عده‌ای از ایرانیان وابسته به حکومت تاسیس شده و یکی از لابیست‌های اصلی جواد ظریف در آمریکا است. کارشان لابی کردن به نفع حکومت و انتشار اخبار (همان پروپاگاندا) علیه مردم ایران و ابتذال شَر و عادی‌سازی ظلم و ستم است. در عمده رسانه‌ها، پژوهشگاه‌ها و دانشگاه‌ها جریان اصلی در غرب نفوذ کرده‌اند و برای پیشبرد اهداف خود به هر روشی عمل می‌کنند. شعارهای فریبنده، دروغ‌های بزرگ،‌ حقیقت‌های گزینشی و... از جمله روش‌های آنهاست.

برای مثال آزاده معاونی از پروپاگاندایست‌های جواد ظریف در مصاحبه‌ای مردم معترض را عده‌ای مجرم وحشی می‌داند که در حال خرابکاری و اوباش‌گری هستند و می‌گوید حکومت ایران حق دارد با آنها برخورد کند. در مثالی دیگر نسیم نوروزی معترضان را هرج و مرج‌طلب‌های غیرعادی می‌خواند. نگار مرتضویی، فرناز فصیحی،‌عسل راد،‌ حمزه غالبی، هالی دگرس، باربارا سالیوان،‌ ویکتوریا طهماسبی، نازیلا فتحی،‌ سینا عضدی و... بخش کوچکی از صدها عامل پروپاگاندا علیه مردم در خارج از ایران هستند که باید جداگانه در موردشان صحبت کرد. پروپاگاندا در داخل ایران توسط رسانه‌ها و عوامل وابسته صورت می‌گیرد. خصوصا عوامل نزدیک به اصلاح‌طلبان که در بخش برون‌مرزی فعال‌تر هستند.


در ویکی‌پدیا نوشته شده: پروپاگاندا گونه‌ای ارتباط است که در آن، اطلاعات هماهنگ و جهت‌دار برای بسیج افکار عمومی از طریق تبلیغات سیاسی پخش و فرستاده می‌شود. تبلیغات سیاسی شکلی از ارتباط است که هدف آن نفوذ بر گرایش یک جمع یا جماعت به موضع و دلیل دلخواه مبلغ سیاسی است. پروپاگاندا برخلاف تهیه اطلاعات غیر جانبدارانه، در اصلی‌ترین معنای خود، دادن اطلاعات با هدف نفوذ بر مخاطب است. در این راستا، اغلب اوقات، واقعیت‌ها به‌طور گزینشی بیان و بازنمایی می‌شوند (درحالی که نادرستی آن برگوینده روشن و آشکار است) تا از سوی مخاطب، واکنش و رفتاری احساسی و نه آگاهانه و خردمندانه سر بزند. نتیجه این امر، تغییر گرایش دلخواه به سوی هدفی است که برای مخاطب هدف‌گیری شده و به منظور پیشبرد یک برنامه سیاسی، درنظرگرفته شده‌است

ادامه نوشته ... »
| 0 نظر ]

آقای فرداد فرحزاد گفته‌اند:«‏هرجا که حرفه‌ای باشد و اجازه دهد آزادانه و حرفه‌ای گزارش کنم، و‌پول کافی هم بدهد برایش کار می‌کنم. حتی اگر کیهان باشد.»«من کارم خبررسانی است و منافع ملی هیچ کشوری برای من مهم نیست» 

آقای فرحزاد عزیز، وقتی می‌گویید منافع ملی و جمعی ایرانیان برایتان مهم نیست، مشخصاً از پشت کردن به خواست و خیر عمومی مردم ایران صحبت می‌کنید. نمی‌دانید منافع ملی و جمعی مردم ایران در چیست؟ منافع عمومی مردم ایران در آزادی و حق انتخاب داشتن است، در اینکه بتوانند با رای‌شان حاکمانشان را انتخاب و پاسخگو کنند، در اینکه همه جای دنیا به‌عنوان تروریست و مخرب شناخته نشوند، به هربهانه‌ای تحریم نشوند، نفع جمعی مردم این است که اقتصادشان، اقتصاد متعلق به «خر» نباشد، تحقیر نشوند، توهین نشنود، ارزش و کرامت انسانی‌شان لگدمال نشود!

وقتی از بی‌اهمیتی منافع ملی می‌گویید، گویی صدایِ زجه‌های مردم را نمی‌شنوید، صدایِ گرسنگان و پابرهنگان را که همیشه سرکوب شده‌اند، صدایِ زنان و دخترانی که برای حق انتخاب پوشش تحقیر شده و بازداشت می‌شوند، صدایِ مردم معترضی که در خیابان گلوله و باتوم می‌خورند و فریاد می‌زنند «مردمو با گلوله زدن»، صدایی که شما به‌عنوان روزنامه‌نگار باید آن را به‌خاطر انسان، به گوش جهانیان برسانید. اما شما منافع ملی که همان صدای مردم ستم‌دیده است برایتان مهم نیست در شکل یه کارگزار ظاهر می شوید و اگر پول خوب به شما بدهند در همان سیستمی که کارگزارش شده‌اید آزادانه فعالیت می‌کنید، حتی اگر کیهان باشد!


‏وقتی صراحتا می‌گویید: «من کارم خبررسانی است و منافع ملی هیچ کشوری برای من مهم نیست»، مثل همان‌هایی می‌شوید که برای فیلترینگ اینترنت کار می‌کنند و می‌گویند «کار من فنی است» یا آنهایی که به مردم شلیک می‌کنند یا رسانه‌ها را سرکوب می‌کنند و می‌گویند «مامورم و معذور»! ‏خبرنگار «کیهان یا پرس تی‌وی» هم با همین استدلال و توجیه در روند سرکوب (که در اینجا عادی‌سازی ظلم و ستم و پروپاگاندا است) مشارکت می‌کند، به خبرنگار آن سیستم و رسانه‌ها آزادی و پول کافی می‌دهند تا توان خود را در راه سرکوب و نقض حقوق بشر قرار دهد! او آزادانه و با حق انتخاب خود را در اختیار سیستمی قرار می‌دهد که ضد مردم، ضد انسان و ضد منافع ملی است، درست مثل شما که آزادانه و برای پول این کار را می‌کنید! با همین نگاه است که عملکرد ضدانسانی و غیرحرفه‌ای نگار مرتضویی، فرناز فصیحی و پروپاگاندایست‌ها و... را توجیه می‌کنید

‏«روزنامه‌نگار» از نظر اصول باید پایبند به «آزادی، حقیقت و ارزش‌های انسانی» باشد، حتی در دورانی که اجازه فعالیت آزادانه ندارد. کاستن روزنامه‌نگاریِ حرفه‌ای به یک شغل، به چرخش دوربین‌ها، به ژست فعالیت آزادانه و پول خوب گرفتن، ظلم به حقیقت و جفا در حق روزنامه‌نگاران آزاده است. ‏با نگرش این چنینی و بیزنسی به عرصه روزنامه‌نگاری، جان‌باختن روزنامه نگارانی چون «محمد فرخی یزدی»، «زهرا کاظمی»، «هدی صابر»، «سیامک پورزند» و بازداشت صدها روزنامه‌نگار بی‌معنا و پوچ است، اما باید بدانید آنها برای حفظ اصول و ارزش‌های حرفه‌ای خبرنگاری از جان و زندگی‌شان مایه گذاشتند تا نفع جمعی و حقوق انسان‌ها ضایع نشود. ‏روزنامه‌نگار نباید حقیقت و ارزش‌های انسانی را قربانی نفع شخصی و «پول خوب گرفتن» کند!

‏خبرنگار یعنی علیرضا رجایی که بر اصول انسانی و حرفه‌ای خبرنگاری پافشاری و برای حفظ منافع ملی ایستادگی کرد و حتی سلامتیش را از دست داد، او همیشه سربلند و سرافراز است چون در کنار حقیقت و مردم ایستاده است. عکس‌های علیرضا رجایی پس از زندان را حتما ببینید و اگر فرصت کردید فیلم‌های چون The Post و Mr Jones را تماشا کنید تا بدانید همه چیز روزنامه‌نگاری در ژست فعالیت آزادانه و پول کافی خلاصه نمی‌شود، تعهد به آزادی، حقیقت و انسان، مسئولیت خطیری است که گاه انسان‌ها از آن شانه خالی می‌کنند، حتی اگر «فرداد فرحزاد» باشد.
ادامه نوشته ... »
| 0 نظر ]
این روزها همه درخصوص سند همکاری ۲۵ ساله ایران و چین خوانده‌ایم سندی که طبق تحلیل‌ها و پیش‌بینی‌ها چین را مالک ما می‌کند! در بخشی از این سند چین در زمینه فناوری و ارتباطات برای توسعه و تقویت شبکه زیرساخت‌های اطلاعاتی و ارتباطاتی (اینترانت ملی) مشارکت خواهد کرد. در این حوزه با عنوان خدمات اساسی (خدمات پایه) در خصوص راه‌اندازی موتورهای جستجوگر (مثلا گوگل ملی)، پست الکترونیکی (مثلا جی‌میل ملی) و پیام‌رسان‌های اجتماعی (مثلا تلگرام ملی) کمک خواهد کرد. و در بخش دیگری در توسعه زیرساخت‌های دیتاسنترها و ارتباطات 5g و موارد دیگر دست خواهد داشت.

وزیر جوان آذری جهرمی چند وقتی است می‌گوید، «فیلترینگ کارایی و اثر ندارد» او منظورش این نیست که فیلترینگ باید حذف شود و مردم آزادی داشته‌باشند، بلکه قصدش تغییر تاکتیک و تکنیک کنترل اینترنت به‌وسیله اینترنت ملی (شبکه ملی اطلاعات یا اینترانت ملی) است، حرفی که محمدصالح جوکار نماینده مجلس جمهوری اسلامی شهریور ۹۹ گفته بود: «در اینترنت ملی بحث فیلترینگ مطرح نیست و مردم می‌توانند به‌راحتی از سایت‌ها و پایگاه‌های اطلاعاتی استفاده کنند.» 

در سال‌های گذشته مسئولان جمهوری اسلامی از نبود زیر ساخت برای توسعه شبکه ملی اطلاعات (اینترنت ملی) گله داشتند مثلا محمدصالح جوکار شهریور ۹۹ گفته بود «مشکل ایران صرفا مربوط به عدم وجود سرورها در داخل کشور است». پیش از این گفتیم مشکل فراهم نبودن زیرساخت‌های اینترانت ملی توسط شرکت‌های چون ابرآروان، آسیاتک، مبین‌نت، پارس‌آنلاین و... که به گفته مسئولان افراد کرواتی و شل‌حجاب هستند حل شد.


وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات یا همان وزیر جوان در ۱۶ شهریور منتقدان اینترنت ملی را به‌خاطر آگاه کردن مردم ایران از این پروژه خطرناک خائن خواند او صراحتا گفت:«کسانی که از اینترنت ملی می‌گویند خائن هستند» اگر نمی‌دانید باید بگویم طبق اطلاعات منتشر شده، شبکه ملی اطلاعات درسال ۱۳۹۴ با نام «شبکه ملی اینترنت» در دستور کار مجلس قرار گرفت. «برای شبکه ملی اطلاعات حدود ۱۹ هزار میلیارد تومان تا سال ۱۳۹۸ هزینه شده است.»(برای خرید واکسن کرونا جانسون و جانسون با دلار جهانگیری برای کل ایرانیان حدود ۱۰ هزار میلیارد تومان نیاز است)

به این فکر می‌کنم چرا آنها که در مورد خطر اینترنت ملی آگاهی می‌دهند خائن هستند؟ آیا خطر آنها از جمهوری کمونیستی چین که بازوی سرکوب مردم ایران شده بیشتر است؟ آیا آنها بیشتر از شرکت‌های چون ابر آروان به‌خاطر نفع شخصی به مردم پشت کرده‌اند؟ آیا آگاهی و آزادی برای مردم خطرناک‌تر از سرکوب و فیلترینگ است؟

حضور چین در عرصه ملی کردن اینترنت (اینترانت ملی) در کنار شرکت‌های چون ابر آروان را فراموش نکنیم، حکومت ایران قصد دارد با استفاده از تجارب و توانایی فنی چین، آنچه در چین جاری است سانسور و کنترل کامل اینترنت و پیاده‌سازی پروژه اینترانت ملی (دیوار آتش بزرگ چین) را در ایران حاکم کند، معترض آنها شویم چرا که جنگ و مقصد آنها آزادی، مردم و ایران را هدف قرار داده است آنها می‌خواهند آزادی‌های اساسی چون آزادی دسترسی به اینترنت و گردش آزاد اطلاعات را از ما سلب کنند!



ادامه نوشته ... »
| 0 نظر ]
‏ایده «مردم مقصرند» یکی از سیاست‌های اصلی اصلاح‌طلبان است، سیاستی که در راستای پروپاگاندا و گریز از «مسئولیت‌پذیری و پاسخگویی» شکل گرفته‌است. آنها با رفتارهای قیم‌مآبانه و طلبکارانه سال‌هاست از پاسخگویی فرار کرده‌اند و این روزها با این سیاست «شَر و ستم» را عادی‌سازی می‌کنند.

‏از نظر اصلاح‌طلبان نقد عوامل حکومت و پروپاگاندا بی‌رحمی است اما حمایت از کشتار مردم و معترضان در خیابان‌ها مجاز است!

از نظر اصلاح‌طلبان، در نقد یک عامل پروپاگاندا، جنسیت عامل کوبیدن است، اما بازداشت و آزار هزاران زن به‌خاطر حجاب اجباری، قانون یک حکومت است و باید رعایت شود!

از نظر اصلاح‌طلبان «مردم مقصرند» چون ریاکاری، تزویر و ظلم را برنمی‌تابند و فراموش نمی‌کنند، می‌گویند مردم کشته شدن عزیزانشان در خیابان و زندان را فراموش کنند و ببخشند وگرنه مقصرند!

پیرو همین سیاست «مردم مقصرند» اصلاح‌طلبان است که هنرمندان و سلبریتی‌های وابسته که هر چه دارند از همین مردم دارند به مردم حمله می‌کنند و هر چه لایق خودشان است را به مردم رنج‌دیده و ستم‌کشیده نسبت می‌دهند، این افراد (هنرمندان) بدون تفکر حتی نمی‌دانند چرا باید مردم را مقصر بدانند، بلکه طوطی‌وار سیاست ابلاغ و القا شده را تکرار می‌کنند و حرف سعید حجاریان که گفته بود: «حرف‌هایمان را باید از زبان هنرمندان بزنیم» عملی می‌کنند.
ادامه نوشته ... »
| 0 نظر ]

نه چادر سر می‌کنند نه یقه آخوندی دارند! مثل ما و هم‌سن و سال ما هستند، در بهترین دانشگاه‌های ایران و گاها جهان درس خوانده و مدرک گرفته‌اند! برخی از آنها حتی به حجاب و جمهوری اسلامی اعتقادی ندارند! اما شریک در سرکوب، سانسور و قطعی اینترنت هستند! می‌گویند هدف ‏«کاهش وابستگی به اینترنت» است اما این عنوان، نام پروژه جداسازی ایران از اینترنت و در صورت لزوم قطعی آن است.

شرکت ابر آروان یکی از شرکت‌های در ظاهر خصوصی است که توسط افراد این چنینی پایه‌گذاری شده‌است، شرکتی که بر اساس مستندات در کنار شرکت‌های دیگر همچون فناپ و های وب و... سعی در آماده‌سازی زیرساخت شبکه ملی اطلاعات (اینترانت ملی) و پروژه ابر ایران دارند تا در بزنگاه ها و زمان‌های همچون آبان ۹۸ حاکمیت بدون آنکه با مشکلی در خصوص سایت‌های دولتی و داخلی مواجه شود اینترنت را قطع کند! و فقط به نورچشمی‌ها و خودی‌ها اینترنت جهانی بدهند! جالب است خودشان مدعی هستند ما مشارکتی نداریم اما مستندات و قرارداد منتشر شده نشان می‌دهد خلاف می‌گویند و به‌عنوان بازوی قطعی اینترنت و سانسور و سرکوب در ایران عمل می‌کنند! قراردادی که میلیاردها تومان ارزش دارد و دلیل مشارکت این افراد در چنین پروژه‌های است. شاید شما نیز بارها با پیام ‏«درخواست از IP یا منطقه‌ی جغرافیایی شما مسدود شده است!» مواجه شده‌اید این پیام پیامی است که خبر از محدودیت‌های روزافزون در راستای کاهش وابستگی به اینترنت را می‌دهد!

چند روز پیش هکرهای ناشناسی به زیرساخت‌های شرکت ابر آروان که سعی در فراهم سازی بستر اینترانت ملی را دارد حمله کرده و به آنها آسیب‌های جدی وارد کرده‌اند، صدها شرکت و شخص‌که به این مجموعه اعتماد کرده بودند آسیب دیده و دچار ضرر شده‌اند و این شرکت تاکنون پاسخگوی آنها نبوده است! موضوع زمانی جالب‌تر می‌شود که مدیر روابط عمومی این شرکت خانم هستی شهریزفرد با بی‌بی‌سی فارسی (نه صداوسیما) مصاحبه می‌کند و می‌گوید ما نقشی در قطعی اینترنت و ساخت اینترانت ملی نداریم!

به‌نظر شما چرا این افراد وارد سیستمی می‌شوند که سعی در محدودسازی و قطعی اینترنت برای مردم ایران دارند؟ چه باید کرد و چه باید گفت؟ آیا نانی که از سرکوب و سانسور مردم به‌دست می‍اید خوردن دارد؟ این افراد خواسته یا ناخواسته، آگاهانه یا ناآگاهانه می‌شوند پله‌های که قطعی اینترنت در ایران را میسر می‌کنند!
ادامه نوشته ... »
| 0 نظر ]

پیام نوروزی محمد خاتمی عصاره و خلاصه حرف‌های جواد ظریف، اصلاح طلبان، جزیره ثباتی‌ها و عادی‌سازان شَر طی یک سال گذشته‌است.

برجام خوب است.
مردم مقاومت کنند.
مشکلات از ترامپ بود.
در انتخابات شرکت کنید.
انشالله اسلام واقعی درکنار جمهوریت مشکلات مملکت را حل خواهد کرد.
برای دنیا نسخه می‌پیچیم.

خاتمی «تبعیض، سرکوب، اشغال، تحقیر انسان و ترور» را مشکلات عمومی جهان می‌داند و «تحریم» را مشکل مضاعف ایران معرفی می‌کند و «مقاومت» مردم را می‌ستاید، و همچنان «برجام» را مهمترین کار حکومت و ترامپ را عامل اصلی مشکلات می‌داند و از سویی اجرا نشدن دین واقعی را از مشکلات اصلی می‌شمارد. 

محمد خاتمی در زمان سرکوب و کشتار مردم در خیابان و زندان، کنار حکومت و قدرت می‌ایستد.
در زمان انتخابات، مفلوکانه، مردم را محق می‌داند و به‌دنبال سیاست «تَکرار می‌کنم»، انتخابات آزاد را نماد حقوق شهروندی می‌داند! نه اشاره‌ای به جانباختگان می‌کند، نه آنان که در زندانند!

نه از دولت روحانی که حامی اصلیش بود می‌گوید و نه از مجلسی که افتخارش من سپاهی‌ام بود.

در همین پیام چشمش را بر کشته‌شدگان آبان و هواپیمایی اوکراین، بر اعدام‌ها و مردم و حقوق از دست رفته‌شان می‌بندد و با نیرنگ از مردم می‌گوید، او به خوبی دریافته‌است که آگاهی مردم، عرصه را بر آنها (اصلاح‌طلبان) تنگ کرده‌است و فریب مردم آگاه کار آسانی نخواهد بود.

محمد خاتمی وقیحانه به سرکوب‌ها و جنایت‌های دی ۹۶، آبان ۹۸، هواپیمایی اوکراین، اعدام نوید افکاری و روح‌الله زم، وضعیت زندانیان چشم می‌بندد و بدون اشاره به آنچه طی این سال‌ها کنار حکومت بر سر مردم آورده‌اند از عذرخواهی می‌گوید و با کلی‌گویی، سیاست‌های شعاری اصلاح‌طلبان را جار می‌زند.

از سویی پیام خاتمی یک ابلاغیه و یک بیانیه و ترسیم نقشه‌راه برای اصلاح طلبان، ظریف و پیاده‌نظامشان در سال جدید است، مخاطب پیام خاتمی بیشتر از آنکه مردم باشند، توجیه‌گران و عادی‌سازان شَر است که چه کنند و چگونه پیش روند و اولویت هایشان چه باشد! اما آقای خاتمی، حنایتان دیگر رنگی ندارد!
ادامه نوشته ... »
| 0 نظر ]
مقاومت کنیم، گرسنه بمانیم، زجر بکشیم، زندانی شویم، شکنجه شویم، گلوله بخوریم، اعدام شویم، کشته شویم تا رامبد جوان بتواند بودجه‌های میلیاردی بگیرد و با همسرش نگار جواهریان در کانادا زندگی‌شان را آسوده ادامه دهد! 

خلاصه‌اش این است، ما مقاومت کنیم و در زندانی به بزرگی ایران زندگی را تحمل کنیم که قاتلان هنر همچون رامبد جوان در اروپا و آمریکا زندگی کنند و آزادی داشته باشند.

رامبد جوان و همسرش از جمله هنرمندانی هستند که هنر در دستانشان ابزار سرکوب و علیه مردم ایران است، انسان‌های که باعنوان هنرمند دشمن مردم ایران هستند. منفعت شخصی اولویت آنها بوده، و درد و رنج مردم پله ترقی آنهاست، همچون زالو از خون مردم خورده و تغذیه می‌کنند تا چاق‌تر و فربه‌تر شوند.

شهاب حسینی، مهران مدیری و صدها بازیگر دیگر همین راه را می‌روند، واکسن را در آمریکا و کانادا و اروپا می‌زنند، آزادی‌ها و زندگی شخصی را در آنجا بنا می‌کنند و در بزنگاه نقش بوقچی حکومت یا عادی‌ساز شَر را بازی می‌کنند، علیه مردم صف‌آرایی می‌کنند و حرف سیاستمداران حاکم از زبان آنها بازگو می‌شود.
ادامه نوشته ... »
| 0 نظر ]
خبر می‌دهند می‌خواهند ترمینال مسافربری شهر ملکان را افتتاح کنند، پدرم می‌رود آنجا می‌بیند دروغ است، یک کانکس و مقداری تجهیزات گذاشته‌اند و می‌گویند این ترمینال مسافربری است، پدرم معترض می‌شود که حق مردم ملکان این نیست، جلوی دزدی‌ها در شهرداری و ادارات ملکان گرفته شود، شهر آباد می‌شود،  تلفنش را درمی‌آورد فیلم بگیرد و بگوید دروغ می‌گویید! اوباش و نوچه‌های شورای شهر و شهرداری ملکان به او حمله می‌کنند، فحاشی می‌کنند و او را کتک می‌زنند!

پدرم از زمانی که به‌خاطر دارم پیگیر حقوق مردم در سطح یک شهر کوچک بوده و می‌گفت من اگر بتوانم اینجا کاری انجام دهم خودش بزرگترین خدمت است!

او به زمین‌خواری‌های امام جمعه معترض است، به عملکرد شورای شهر که عمدتا در همه شهرها محلی برای رانت‌خواری، فساد و دزدی شده‌است معترض است، به دزدی‌ها و فساد در سیستم شهرداری و ادارات معترض است، مخالف دزدن سهمیه نان شهروندان ملکانی است و... و نهایت چه برخوردی با او می‌شود؟ از ضرب و شتم و فحاشی به پدرم ناراحت نیستم، بلاخره در مملکتی که دروغ، چاپلوسی و تملق بنای همه چیز است، باید برای بیان حقیقت کتک خورد و فحش شنید! اما آنچه برای من مسلم است اگر اتفاقی برای پدرم بیفتاد تمامی این سیستم آلوده و فاسد، مسئول هستند!

پدرم راست می‌گوید؟ برای چه باید بترسیم؟ مگر ما دزدی می‌کنیم؟ مگر ما فساد می‌کنیم یا آدم می کشیم؟ ما همین‌جا هستیم، همین جا می‌مانیم، حرف‌مان را می‌زنیم و در مقابل دروغ و فساد ساختاری می‌ایستیم! ما جز خودمان کسی را نداریم و همدیگر را در این راه سخت و پرخطر تنها نمی‌گذاریم!

می‌گویند مشت نمونه خروار است، شهر ملکان با نزدیک به دویست و پنجاه هزار نفر هنوز بعد از انقلاب پربار اسلامی، که برای صاحبان و نوکرانش پربار بوده‌است ترمینال مسافربری ندارد! بگذریم از آنچه بر سر این مملکت آورده‌اند که خود حدیث مفصلی است.

ادامه نوشته ... »